۱۳۹۲ آذر ۸, جمعه

تاریکی

تاریکی را دوست دارم. باور بر این است که تاریکی، ظلمت است و سیاهی. ظلمت و سیاهی، نقابی است که تاریکی بر چهره گذاشته تا نامحرمان را از خود دور کند.
تاریکی را دوست دارم زیرا در تاریکی، رنگ‌ها بی‌خاصیت می‌شوند و بی‌رنگ‌ها خودشان را ظاهر می‌کنند.
تاریکی را دوست دارم زیرا هیچ هوسی نمی‌تواند لباس مبدل بپوشد و مرا فریب دهد. در تاریکی، احساسات، خودشان را عریان بهم عرضه ‌می‌کنند.
تاریکی را دوست دارم زیرا تاریکی، عمق وجود آدمی را در می‌نوردد و حقایق نهان را آشکار می‌کند. زیبایی‌ها را از عمق وجود آدمی بیرون می‌آورد و به آدمی نشان می‌دهد.
تاریکی را دوست دارم زیرا می‌دانم هیچ چشمی نظاره‌گر من نیست.
تاریکی را دوست دارم زیرا کسانی که دوست‌شان دارم نیز تاریکی را دوست دارند.

۱۳۹۲ آبان ۲۷, دوشنبه

پایبندی به اخلاق یا قانون؟

امروز مصاحبه فرمانده ناجا با ایسنا را خواندم و این مصاحبه بهانه خوبی شد تا در مورد تفاوت های جامعه اخلاقی و جامعه قانونی نکاتی بنویسم.
قبل از شروع بحث باید تأکید کنم که من به هیچ‌وجه در مقام نقد و درستی‌سنجی سخنان آقای احمدی مقدم نیستم و این نوشته اصلا سیاسی و یا انتقادی از فرد خاص و یا رفتار خاصی نیست. بلکه یک نقد و کنکاش اجتماعی است که این مصاحبه بهانه خوبی برای آن شد.جامعه ما جامعه فوق العاده بی قانونی است. حتا در لابلای صحبت‌های آقای احمدی مقدم این موضوع به وضوح توجه خواننده نکته دان را جلب می‌کرد. وقتی از رییس پلیس فتا و دادستان تهران گرفته تا افراد عادی کسی پایبند به قانون نیست. اما پرسش اینجاست که آیا پایبندی به قانون ممکن است؟ و اگر آری، چگونه؟ آیا پایبندی به قانون تمام مشکلات ما را حل می‌کند؟ قانون تا کجا و به چه اندازه باید جزیی شود؟
اخلاق و قانون با یکدیگر رابطه عکس دارند به این معنا که اگر در جامعه ای اخلاق قوی باشد، قوانین زیادی در آن جامعه حاکم نیست ولی هر چه جامعه‌ای قانونی‌تر باشد، اخلاق در آن جامعه کمرنگ‌تر و ضعیف‌تر خواهد شد. عملی کردن قانون، خود نیاز به اخلاق دارد به این معنا که کسانی باید باشند که بپذیرند قانون باید رعایت شود و آن را رعایت کنند. پس به این نتیجه می‌رسیم اگر اخلاق در جامعه‌ای از حدی ضعیف‌تر شود، آن جامعه بی قانون نیز می‌شود. حال اگر شما سعی کنید با قوی‌تر کردن و خشن‌تر کردن قانون، اخلاق را به جامعه برگردانید، آب در هاون کوبیده‌اید و راه را برای برگشت به سوی جامعه اخلاقی ناهموارتر کرده اید.

اخلاقی کردن یک جامعه کار قانون نیست بلکه کار اهالی فرهنگ و نخبگان جامعه است که در طولانی مدت جامعه را به سوی اخلاق هدایت کنند. علاوه بر اینکه بعضی از اصول اخلاقی و فردی و حتا اجتماعی هستند که به هیچ عنوان در قالب قانون جای نمی‌گیرند و قانون ناگزیر است که در مقابل آن‌ها عقب نشینی کند.
اگرچه در مورد تقابل اخلاق و قانون و این که این تقابل در کشورهای مختلف چگونه است و چه نتیجه ای داشته می‌توان مطلب ها نوشت، ولی فکر کردن در مورد این نقابل را به عهده خواننده این مطلب می‌گذارم. و با یک جمله نوشته خود را به پایان می‌برم:
وقتی در ایران بودم و هنوز پام به کانادا باز نشده بود فکر می‌کردم کانادا یک کشور فوق العاده قانون مداری است که برای همه چیز قانون دارد، الان پس از گذشت چندین سال می‌بینم که نه تنها قوانین زیادی در این کشور حاکم نیست بلکه اصراری هم برای اضافه کردن قوانین جدید نیست. و این خود مردم هستند که با سازش و مراعات با یکدیگر، زندگی کردن را در جامعه سهل می‌کنند.

لینک مصاحبه سردار احمدی مقدم با ایسنا:
http://www.isna.ir/fa/news/92082716428/%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%B2%D9%87%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA

۱۳۹۲ آبان ۱۱, شنبه

به بعضی‌ها باید چی گفت؟

باید به بعضی‌ها بگی خفه شو، به بعضی‌ها هم بگی تو خوب می‌شی.
این یعنی به دسته اول امیدی هست ولی داری به دسته دوم امید واهی می‌دهی.