تاریکی را دوست دارم. باور بر این است که تاریکی، ظلمت است و سیاهی. ظلمت و سیاهی، نقابی است که تاریکی بر چهره گذاشته تا نامحرمان را از خود دور کند.
تاریکی را دوست دارم زیرا در تاریکی، رنگها بیخاصیت میشوند و بیرنگها خودشان را ظاهر میکنند.
تاریکی را دوست دارم زیرا هیچ هوسی نمیتواند لباس مبدل بپوشد و مرا فریب دهد. در تاریکی، احساسات، خودشان را عریان بهم عرضه میکنند.
تاریکی را دوست دارم زیرا تاریکی، عمق وجود آدمی را در مینوردد و حقایق نهان را آشکار میکند. زیباییها را از عمق وجود آدمی بیرون میآورد و به آدمی نشان میدهد.
تاریکی را دوست دارم زیرا میدانم هیچ چشمی نظارهگر من نیست.
تاریکی را دوست دارم زیرا کسانی که دوستشان دارم نیز تاریکی را دوست دارند.
تاریکی را دوست دارم زیرا در تاریکی، رنگها بیخاصیت میشوند و بیرنگها خودشان را ظاهر میکنند.
تاریکی را دوست دارم زیرا هیچ هوسی نمیتواند لباس مبدل بپوشد و مرا فریب دهد. در تاریکی، احساسات، خودشان را عریان بهم عرضه میکنند.
تاریکی را دوست دارم زیرا تاریکی، عمق وجود آدمی را در مینوردد و حقایق نهان را آشکار میکند. زیباییها را از عمق وجود آدمی بیرون میآورد و به آدمی نشان میدهد.
تاریکی را دوست دارم زیرا میدانم هیچ چشمی نظارهگر من نیست.
تاریکی را دوست دارم زیرا کسانی که دوستشان دارم نیز تاریکی را دوست دارند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر