۱۳۹۰ شهریور ۲۳, چهارشنبه

علم بهتر است یا ثروت

سوالی که برای همه ما آشناست و شاید موضوع چندین و چند انشاء زمان مدرسه بوده و بارها و بارها ذهن ما را درگیر کرده است، و البته همه‌مان (یا لااقل اکثرمان) هم با این تفکر که صد البته علم بهتر است بزرگ شدیم. 
حال نیز که چند سالی از آن دوران می‌گذرد اگر از همان نوجوانانی که اکنون جوانانی در دهک سنی سی هستند، این سوال دوباره پرسیده شود، پاسخ‌ها باید جالب و درخور تأمل باشد.
فارغ از علاقه ما، هر کدام (علم و ثروت) مزایا و معایب خود را داراست و اگر هر کدام را به نحو احسن داشته باشی می‌توانی به آن یکی نیز دست یابی، بنابراین آن مفهوم انتزاعی دیگر رنگ باخته. گذشت آن زمانی که ثروتمندان توانایی محاسبه یک فرمول ساده ریاضی را نداشتند و همچنین دانشمندان  صبح را تا به شب با نان خالی و در اتاقی کوچک می‌گذراندند.
امروز که این مطلب را می‌نویسم اگرچه خودم به ثروت علاقه‌ای ندارم و هیچ تلاشی هم برای رسیدن به آن نمی‌کنم و کماکان به بهتر و برتر بودن علم ایمان دارم (و هنوز به مفهوم انتزاعی هر دو علاقه بیشتری دارم) ولی این را نیز می‌دانم که دست یافتن به یکی، راه را برای دست یافتن به دیگری هموار می‌کند. مثلا چنانچه کسی در علم پیشرفت فراوانی کند خواهد توانست ثروت بسیار بالایی به دست بیاورد و اگر صاحب ثروتی، قصد تحصیل در دانشگاه ممتازی را در سر داشته باشد، می‌تواند به راحتی و بدون دغدغه مالی و نگرانی از هزینه‌های تحصیلی، وارد دانشگاه شود و علم را نیز کسب کند.
آری، اینک زمان آشتی علم و ثروت است و شاید باید گفت: علم بهتر است با ثروت

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر