۱۳۹۰ دی ۲۹, پنجشنبه

شجاعت، روسپی گری

این روزها بازار نظر دادن درباره کار خانم گلشیفته فراهانی حسابی داغه. هزاران کامنت در فیس بوک و دهها مقاله در وبلاگ‌ها و حتی عکس العمل خبرگزاری‌های داخل ایران نشان از اهمیت موضوع دارد.
برخی وی را اسطوره شجاعت و پاکی و آزادگی خواندند و شعرها در مدح اش سرودند و برخی دیگر روسپی و بازیچه دست و فرصت طلبش نامیدند.
آنچه که در این غوغا و از لابلای نوشتار نظردهندگان مشهود بود افراط و تفریط فراوان در مورد عملکرد وی بود. بسیار به ندرت آرایی معتدل و منطقی به چشم می خورد. باز هم تفکر دوقطبی سیاه و سفید ما در پیش چشمانم به رقص در آمد که مبادا با خود بیندیشم امیدی برای کثرت گرایی وجود دارد. یک آزمون دیگر و یک شکست دیگر. گویا این تفکر خودی و غیرخودی در اعماق اندیشه هایمان رخنه کرده و حاضر به ترک مأمن خویش نیست.
اما فارغ از تعصبات فرهنگی و مذهبی، تابو شکنی الزاما پیامدهای خوبی همراه ندارد و بعضی مواقع جلوی پیشرفت یک روند طبیعی را می گیرد و نه تنها به پیشبرد آن کمکی نمی‌کند بلکه خود عاملی بازدارنده برای رسیدن به مقصود می‌شود. حال در این مورد باید دید که آیا این سنت شکنی فضا را برای جامعه‌ای آزاد، بازتر می‌کند و یا حربه‌ای می‌شود دست فرصت طلبان تا فضا را برای پیشرفت روشنفکری در جامعه تنگ تر نمایند.

پ.ن: بنده هیچ قضاوتی در مورد کاری که خانم گلشیفته فراهانی کردند ندارم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر